بهاردلها

متن مرتبط با «سیر» در سایت بهاردلها نوشته شده است

سیر و سرکه

  • نیلوبلاگ

    دلم چون سیر و سرکه در سر بازار می جوشد نمی دانم چرا دل پیش روی یار می جوشد بدل گفتم مکن زاری ایا ای نازنین من xa0که این دنیای وانفسا چو آتشبار می جوشد گهی خوب و گهی بد می کند با دیدگان من گهی با می گهی در آتش آزار می جوشد نمی دانم چرا این دل ندارد طاقت ماندن چنان سوز و گداز زخمه ی گیتار می جوشد xa0برای این دل دیوانه و مجنون و نا آرام صدای دلخراش در لابلای غار می جوشد ازین پس زندگانی را به این معنا نمی خواهم چرا در دیدگانم گریه با تکرار می جوشد الیلم کنج این ویرانه افتادم عزیز دل عزیزان خون خلقی...

    ادامه مطلب