محبوب من

خرید بک لینک

دستی زغيب آمد و ما راعذاب کرد

کانون عشق ولطف وصفا را خراب کرد

آمد اميد را زمن و باورم گرفت

دستی که دست و پای مرا درطناب کرد

هر آرزو که بود مرا مرد در دلم

آب را درون ديده ی تنگم کباب کرد

من ماندم و اين دل وامانده ی غريب

وقتی طبيب عزيز دلم را جواب کرد

آندم ستون خانه ی ما خم شد بشکست

دريای آرزوی مرا هم سراب کرد

ديدم که سرو هم شرش را به زير برد

وقتی زمان بود و نبود را حساب کرد

وقتی نظاره کرد که باغش کوير شد

آمد تمام دغدغه ها را کتاب کرد

پرسيد خانه ی محبوب, من کجاست

بايد برای ديدن رويش شتاب کرد

تقدیم به روح ملکوتی مادر عزیزم

بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 12:09

صفحه بندی