نمی دانم چرا من واقعا از زندگی سیرم
من از حال و هوای این زمانه سخت دلگیرم
فنا شد عمر من در پای دل ای نازنین من
ولی اینک گرفتار عذاب غل و زنجیرم
عزیزان من زمانی حاکم کل جهان بودم
منم آنی که می ترسد جهان از برق شمشیرم
ندارم دلخوشی از این زمانه ای عزیزانم
چرا وارونه و شد از نوجوانی رنگ تقدیرم
نبودم بنده ی خوبی برای خالق یکتا
ولی ایلی نشسته همچنان درپای تفسیرم
سزاوارم چنین آواره ی بی خانمان باشم
اگرگوش فلک را پر کند آوای تکبیرم
بهاردلها...ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 189