
تویی که بر فراز آسمان پرواز می کردی تو با پروازهایت واقعا اعجاز می کردی زمان جنگ با دشمن خدا با تو هم آوا بود تو در زیر لبت معبود را آواز می کردی برایش از ته دل نکته های ناب می گفتی زمان هم زبانی گریه را آغاز می کردی هدایت هم برای دشمنان ورد زبانت بود تو درهای بهشتی را به دشمن باز می کردی چنان با دشمنان رفتار می کردی عزیز دل خودت را با دعای نیمه شب دمساز می کردی نمی رفتی بسوی دشمنان از بهر جنگیدن دعا بر دشمن قدار تیر انداز می کردی اگر با این همه دشمن به دینت در نمی آمد زمین را قتلگاه دشمن طناز ...
ادامه مطلب
قدم با این دل دیوانه ی اکبر چها کردی تو او را در میان درد و رنج و غم رها کردی خودت پرواز کردی سوی جنت ای عزیز دل ولی در دیده ی اکبر قیامی را بپا کردی چرا تنها نهادی اکبر وامانده را رفتی چرا او را عزیزم اینچنین از خود جدا کردی تو می گفتی من و اکبر زبانی مشترک داریم ولی ای نازنین بر جسم و جان او جفا ...
ادامه مطلب