بی کس ترین سلطان

خرید بک لینک

نمی دانم درین ایام چرا موها پریشان است

زمانی را که می بینم زمان برگ ریزان است

تمام مردم از خرد کلان بر سینه می کوبند

زمان غمگساری عزیزان از دل و جان است

یکی می گوید ای یاران عزادار حسینم من

عزیزانم حسین راه نجات اهل ایمان است

حسین را مثل نور دیدگانم می پسندم من

حسین فاطمه بی کس ترین سلطان دوران است

خودش افتاده زیر پای اسبان ستم کاران

همان آزاده ای که حافظ آیات قرآن است

تمام اهل بیتش را اسارت می برد آنی

که او رسواترین مردم این کوی و میدان است

عزیزش تشنه لب افتاده بر خاک ای عزیزانم

تماشاچی این میدان عزیزان عین شیطان است

به مولا زینب کبری میان این همه ماتم

سخنگویی حسین ابن علی آن ماه تابان است

نشسته در خرابه با دو دست بسته آن بانو

که آقایی او ورد زبان هر مسلمان است

چنان مردانه می گوید ایا ای قوم بی ایمان

حسین ابن علی یار خدای حی سبحان است

نباید اهل بیت او چنین در بند می افتاد

مگر ای بی خرد این زندگی مطلوب انسان است

ایا ای حاکم مال و منال و جان این مردم

دل خلق خدا از این مصیبت سخت نالان است

ولی دیدم خودم وقتی که زینب خطبه می خواند

ستون خانه ی نام آور آن جنگ لرزان است

نشد چیزی که دشمن در خیال خام خود پیچید

برای این که مولا لایق دربار جانان است

بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

صفحه بندی