مدیر من نمی بیند خدا را
بدل دارد غم ناز و ادا را
خودش دارد حقوق آن چنانی
نمی بیند دمی فردای ما را
خودش دارد مزایای فراوان
ندیده جیغ و داد و بینوا را
کت جادویش را دیده باشی
به حیرت می برد شاه و گدا را
ندارد در نظر دیروز خود را
نهاده زیر پا عهد وفا را
شده غافل ز یاران حقیقی
زدوده از دلش شرم و حیا را
برایت بهتر از اینها بگویم
کشیده سوی قبله دست و پا را
که تا فرصت برایش مانده باقی
بگیرد دامن زرین قبا را
بسازد خانه ی فردای خود را
کند زخمی دل خلق خدا را
بهاردلها...
ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155