جناب استاد شیخی و برادر خوبم جناب خانمحمدی سلام و علیکم .
اگرچه حقیر لیاقت خدمتگذاری عزیزانی چون اعضای کلبه ی غزلسرا را ندارم لیکن همیشه آرزوی آن را در دل می پروراندم تا شب گذشته سعادت نصیبم شد تا شما دو عزیز را میزبان باشم گرچه آرزو می کردم این امر به واقعیت مبدل می شد شایسته تر بود ولی باور بفرمائیداین مهمانی چنان بود که حتی در عالم حقیقت برایم قابل تصور نبود من این حضور خیالی را به فال نیک می گیرم و به شما خیر مقدم عرض می نمایم و غزلی که پس از بیدارشدنم سرودم به شماتقدیم می کنم .
اهل دل
آمدی احمد رضا قزوین تو با دیوانه ای
یافتم دیوانه را چون عارف فرزانه ای
کلبه ی ویرانه ام را نور باران کرده بود
آن زمان خرسند بودم من به آب و دانه ای
لحظه ای آمد یکی در خانه ام با آب و تاب
بانک زد شاعر مکر با اهل دل بیگانه ای
هرجه می خواهی بگو آنی مهیا می کنم
خوش بحالت چون تو خدمتکار این کاشانه ای
سفره ای را گسترانید با طعامی بی بدلیل
بود در آن سفره ی رنگین می و پیمانه ای
گفتم این سفره مرا خار و ذلیلم می کند
من کجا و یک چنین رسم بد مستانه ای
او به من گفتا چرا ایمانتان اینگونه است
یک چنین بزمی که دیده در دل افسانه ای
پای سفره جملگی خوردیم غذایی را بناز
تازه پی بردم که دارم خالق جانانه ای
آبرویم را خرید و سر بلندم کرد و گفت
کی تو دیدی یک چنین مهمانی رندانه ای
دیده گانم باز شد دیدم چه خوابی دیده ام
من کجا و یک چنین مهمانی مردانه ای
بهاردلها...
ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: اهل دل,اهل دل دو خصلت دارند,اهل دل امیر خلوت, نویسنده: بازدید: 153