پیمبر زاده ای

خرید بک لینک

آنچنان بودی که من گفتم پیمبر زاده ای

حال می بینم که در دام بلا افتاده ای

گر نبودی ظالم و بیدادگر جان و دلم

یا زرنگی از ازل یا اینکه خیلی ساده ای

یا گذشتی از خطوط پیچ در پیچ فلان

یا که مثل من خودم در ابتدای جاده ای

یا که رندانه نشستی میگساری می کنی

یا برای سجده ای جان و دلم آماده ای

یا که اهل شب نشینی نیستی ای نازنین

یا به این دنیای بی نام و نشان دل داده ای

یا که ماندی غافل از حال و هوای عاشقی

یا که مجذوب اذان و مسجد و لباده ای

یا شدی خدمتگذار مردم بی خانمان

یا چنان زیدی درین محفل به فکر باده ای

بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 16:25

صفحه بندی