بوی باروت تفنگ تو ندارد اثری
برو از خانه من گر چه حریف قدری
حرف بی مایه مزن حال تو را میدانم
گر تماشاگر رفتار من رهگذری
بشکند دست کثیف پدربی پدرت
چون تو ای بی پدر از آن پدر بی پدری
دین گریزی ز نگاه پدرت پیدا بود
گرتو هم از پدر و مادر خود با خبری
از ابر قدرت غربی به کسی خیری نیست
گرچه شخص تو ا آن ملحد بیگانه سری
پدر از درگهه حق مرگ تو را می خواهد
با وجودی که تو از مردم این بوم و بری
دل من خون شده از دست تو ای بی سرو پا
گر نجمبی به بزرگی خدا در خطری
بگذر از سیم و زر و ثروت بی پایانت
زور بیهوده مزن تا که ببینی ثمری
همچنان باد از این کوه و بیابان بگذر
تا نبینی که نه پا داری و نه بال و پری
فرصت کشتن ما در ز دستت شاها
در میان وطن مادریت دربدری
دور شو تا ز گزند خودم ایمن باشی
شک مکن مثل مگس یکسره زیر نظری
ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139