مشتی چرا سروده ی تو رنگ بو نداشت
میلی برای همدلی و گفتگو نداشت
دیدی که وزن شعر تو را باد برده بود
در پیش چشم اهل ادب آبرو نداشت
از صنعت کنایه که بی بهره مانده بود
حرفی برای مردم ما در گلو نداشت
از استعاره بهره کافی نبرده بود
باور نمی کنی غزلت خلق و خو نداشت
ایهام را به جای هلو نوش جان نمود
با این بهانه ها که فلانی هلو نداشت
پایان شعر که بوی تخلص ندیده بود
دیدم که میل رخنه ی در رنگ مو نداشت
شاعر ز ترس پرسش ما ضجه می کشید
یک لحظه قصد خوردن تخم کدو نداشت
لب تشنه در کناره ی دریا نشسته بود
با اینکه میل خوردن آب سبو نداشت
شرمنده شد ازین همه اصرار بی خودی
زیرا که واقعا غزلش رنگ و بو نداشت
بهاردلها...ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: وزن و قافیه,وزن و قافیه چیست,وزن و قافیه در شعر,وزن و قافیه در شعر چیست,وزن و قافیه در شعر نو,وزن,و,قافیه,کتاب,pdf,وزن و قافیه در ترانه,وزن و قافیه شعر,وزن و قافیه شعر نو,وزن و قافيه در شعر, نویسنده: بازدید: 169