بحق خوش آب و رنگی ای عزیز دیده ی مستم
بیا که جان و مال من به پایت رفته از دستم
نمی دانی که با قلبم چها شد ای عزیز دل
به جرم اینکه من جانا به چشمان تو دل بستم
سپردم دل به گیسوی تو ای سیمین تن نازم
بیا من زنده ی حال و هوای دیدنت هستم
تو از بس لایق مهر و وفایی ای بت زیبا
که من با عشق تو از قید و بند زندگی رستم
سر و پا و تن من خاک پایت نور چشمانم
به عشقت من چنان لاله زخاک سرد بر جستم
شدم راهی کوه و دره و دشت و دمن هر دم
بریدم من ازین عالم به دنیای تو پیوستم
به موهایت قسم دیگر بدون تو نمی مانم
اگر آتش بگیرد هستیم در دیده ی مستم
بهاردلها...
ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: سیمین تن,سیمین تنی گل پیکری,سیمین تنی مه پیکری آری,سیمین تندر,سیمین تنی,سیمین تنان,سیمین تنها,تو سیمین تن چنان خوبی,بابک سیمین تن,شبی سیمین تن مهتاب رویی, نویسنده: بازدید: 166