
امام مهربانی ها ازین عالم سفر کردیبنای جسم و جانم را چرا زیر و ...
ادامه مطلب
xa0ای که ایران از وجودت شد بهشت روزگار ای که با نامت گرفته هر کجایی اعتبار چون غریبانه درین وادی شدی نقش زمین خاک این وادی عزیزم شد ز رویت شرمسار ای که از خورشید عالمتاب نورانی تری در دلم ریشه دواندی نازنینا بی شمار عاشقانه عاشقی کردم به عشقت دلبرا در میان این همه سوز و کدازxa0 مرگبار درس ایثار فداکاریxa0 به من آموختی راه و رسمت شد برای اهل عالم آشکار تا تو بودی زوزگار خوب و نازی داشتم چون تو رفت من ندارم زره ای صبر و قرار پس بیا یک بار دیگر در کنار من بمان تا بگیرد زندگی من به خود بوی بهارxa0 ...
ادامه مطلب
چنان مظلوم بودی که در دیوار می گرید عزیزی سالخورده در سر بازار می گرید تو رفتی آسمان شهر من با من، هم آوا شد خودم دیدم که ابری با دلی غمبار می گرید عزیزی زیر باران بر سر و برسینه می کوبید درون رخت خوابش عارفی بیمار می گرید عروسی در میان شور و شوق دوستارانش چنان ابر بهاری در کنار یار می گرید یتمی بر مزارت ناله می کرد مثل بیماران جوانی از فراقت از سر ایثا می گرید گلی پرپر شده از خاطرات تو سخن می کرد نگاری با صدای خسته با تکرار می گرید کشاورزی به هنگام نمازش با دلی خسته به درگاه خدا چون زخمه ی گیت...
ادامه مطلب
بوی باروت تفنگ تو ندارد اثری برو از خانه من گر چه حریف قدری حرف بی مایه مزن حال تو را میدانم گر تماشاگر رفتار من رهگذری بشکند دست کثیف پدربی پدرت چون تو ای بی پدر از آن پدر بی پدری دین گریزی ز نگاه پدرت پیدا بود گرتو هم از پدر و مادر خود با خبری از ابر قدرت غربی به کسی خیری نیست گرچه شخص تو ا آن مل...
ادامه مطلب
نیشم نزنی تو را دعا خواهم کرد نیشم بزنی خدا خدا خواهم کرد آلوده کنی تن مرا با نیشت سر از تن لاغرت جدا خواهم کرد آلودگی از وجود تو می بارد من مهرxa0 تو را ز دل رها خواهم کرد گر آمده ای مرا عذابم بدهی من جشن تو را چنان عزا خواهم کرد تا از من و اهل بیت من دل نکنی من زندگی تو را فنا خواهم کرد بیهوده مرا ...
ادامه مطلب
درین دنیا عزیزم زور و زر باقی نمی ماند نشانی از من و این بوم و بر باقی نمی ماند نمی نالم من از جور و جفایت بر خودم هرگز چرا که از تو هم یک جو اثر باقی نمی ماند نمی خواهم عزیز دل تو با من مهربان باشی برای اینکه نامت در نظر باقی نمی ماند مرا دادی زکف با اینکه هم پیمان هم بودیم به مولایم برایت بال و پر باقی نمی ماند تمام خاک دنیا را به چنگ آری درین ایام برایت جز لباسی مختصر باقی نمی ماند نباید فکر خود باشی تو ای پیغمبر دوران برای اینکه جز علم هنر باقی نمی ماند هنرمندی به معنای حقیقی را نمی دانی بدا...
ادامه مطلب
گفتگویی صمیمانه با دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران درسفرهای دوره ای و دیدار با xa0مردم شهید پرور قزوین در هفتم مهرماهxa0 هزار و سیصد و نود پنج این روزها شهر قزوین نور باران می شود این روزها خنده در قزوین فراوان می شود این روزها عابد و زاهد درین ایام می بینی بسی گرگ در بازار انسان می شود این روزها کدخدای شهر مردم را نوازش می کند به یتیمان لطف و احسان می شود این روزها از خیابانها گرفته تا میان کوچه ها ظرف یک لحظه گلستان می شود این روزها کاش می شد تا همیشه شهر من اینگونه بود چون که ...
ادامه مطلب