بهاردلها

متن مرتبط با «وزن و قافیه» در سایت بهاردلها نوشته شده است

وارونه شد

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم چرا من واقعا از زندگی سیرم من از حال و هوای این زمانه سخت دلگیرم فنا شد عمر من در پای دل ای نازنین من ولی اینک گرفتار عذاب غل و زنجیرم عزیزان من زمانی حاکم کل جهان بودم منم آنی که می ترسد جها...

    ادامه مطلب
  • یادی از مرحوم قدمعلی بهرامی

  • نیلوبلاگ

    همه آرزوهای مرد شعر و شکلات اردبیلک xa0 قزوین- قدمعلی و بهرامی و، شاعر آئینی روستای اردبیلک و کسی که با عنوان مرد شعر و شکلات شناخته شده، عمرش را به پای کتابهای «آرزو»هایش گذاشت. خبرگزاری مهر- گروه استانه...

    ادامه مطلب
  • کلستان می شود

  • نیلوبلاگ

    وقتی تو می آیی گلم دنیا گلستان می شود دنیا به عشقت نازنین محبوب جانان می شود بوی بهاری می دهی بر چرخه ی این روزگار جان و تن و روح و روان با عشق میزان می شود وقتی تبسم می کنی لبخند می آید به لب شور و ش...

    ادامه مطلب
  • محبوب من

  • نیلوبلاگ

    دستی زغيب آمد و ما راعذاب کرد کانون عشق ولطف وصفا را خراب کرد آمد اميد را زمن و باورم گرفت دستی که دست و پای مرا درطناب کردxa0 هر آرزو که بود مرا xa0مرد در دلم آب را درون ديده ی تنگم کباب کرد من ماندم و ا...

    ادامه مطلب
  • طاقت دوری

  • نیلوبلاگ

    کسی باید من دلخسته را یاری کند یا نه ز من هنگام درد و رنج غمخواری کند یا نه کسی باید بگیرد دست کوتاه مرا یک دم زمان بی کسی از من پرستاری کند یا نه من ...

    ادامه مطلب
  • نغمه ی طوفانی

  • نیلوبلاگ

    با من بگوکه نامه ی پايانيم کجاست فرمانروای بی سروسامانيم کجا...

    ادامه مطلب
  • خاموش و نالان

  • نیلوبلاگ

    رضا جان من غریبم با غریبان آشنا هستی تو با درد و غم این روزگاران آشنا هستی یک شرمنده از روی زن و فرزند و یارانست بگو جانا تو با شب زنده داران آشنا هستی یتمی بر سر و بر سینه می کوبد ز بد بختی عزیز دل تو با درد یتمان آشنا هستی عروسی از نداری پدر بی وقفه می گرید رضا جان تو بگو با نام زندان آشنا هستی فلان بقال بیچاره که نالان بود از کارش بگو با سفره خالی و بی نان آشنا هستی رضا جان شیعیان جدتان را رهنمایی کن تو با سرمایه های این عزیزان آشنا هستی فلان حاجی دوازده ماه سال را روزه می گیرد تو با این حاج...

    ادامه مطلب
  • پرواز می کردی

  • نیلوبلاگ

    تویی که بر فراز آسمان پرواز می کردی تو با پروازهایت واقعا اعجاز می کردی زمان جنگ با دشمن خدا با تو هم آوا بود تو در زیر لبت معبود را آواز می کردی برایش از ته دل نکته های ناب می گفتی زمان هم زبانی گریه را آغاز می کردی هدایت هم برای دشمنان ورد زبانت بود تو درهای بهشتی را به دشمن باز می کردی چنان با دشمنان رفتار می کردی عزیز دل خودت را با دعای نیمه شب دمساز می کردی نمی رفتی بسوی دشمنان از بهر جنگیدن دعا بر دشمن قدار تیر انداز می کردی اگر با این همه دشمن به دینت در نمی آمد زمین را قتلگاه دشمن طناز ...

    ادامه مطلب
  • سیر و سرکه

  • نیلوبلاگ

    دلم چون سیر و سرکه در سر بازار می جوشد نمی دانم چرا دل پیش روی یار می جوشد بدل گفتم مکن زاری ایا ای نازنین من xa0که این دنیای وانفسا چو آتشبار می جوشد گهی خوب و گهی بد می کند با دیدگان من گهی با می گهی در آتش آزار می جوشد نمی دانم چرا این دل ندارد طاقت ماندن چنان سوز و گداز زخمه ی گیتار می جوشد xa0برای این دل دیوانه و مجنون و نا آرام صدای دلخراش در لابلای غار می جوشد ازین پس زندگانی را به این معنا نمی خواهم چرا در دیدگانم گریه با تکرار می جوشد الیلم کنج این ویرانه افتادم عزیز دل عزیزان خون خلقی...

    ادامه مطلب
  • روزگار شوم

  • نیلوبلاگ

    به سالمندی که افتاده ز پا باید برادر شد بپایش هم برادر ماند و هم مانند مادر شد به جان و دل رفیق او شدن را آرزو باید نباید با ضعیفان همچنان خولی کافر شد نباید بر سرش غر زد که از عشق تو بیزارم نباید در نگاهش عاشق یک فرد دیگر شد به مولا کودک ناپخته ی ذهنش نمی فهمد نشاید تا قیامت مالک مهراب و منبر شد ت...

    ادامه مطلب
  • تقاضای دعا برای بهبودی شاعر پیشکسوت قزوین

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الرحمن و الرحیم بدینوسیله به اطلاع همه ی هنرمندان عزیز و هموطنان گرانقدر میرساند سرور گرامیم شاعر پیشکسوت استان قزوین جناب آقای قدمعلی بهرامی مرد خستگی ناپذیر عرصه های فرهنگ و ادب و مدافع ارزشهای اسلامی و انسانی بر اثر یک بیماری صعب و العلاج در یکی از بیمارستانهای قزوین بستری شد اینجانب اک...

    ادامه مطلب
  • انالله و انا الیه راجعون

  • نیلوبلاگ

    انالله و انا الیه راجعون مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت عزیزان بزرگوار و همشهریان گرانقدر اینجانب اکبر بهرامی با حزنی انده خبر درگذشتxa0 جانکاه شاعر...

    ادامه مطلب
  • بوی باروت

  • نیلوبلاگ

    بوی باروت تفنگ تو ندارد اثری برو از خانه من گر چه حریف قدری حرف بی مایه مزن حال تو را میدانم گر تماشاگر رفتار من رهگذری بشکند دست کثیف پدربی پدرت چون تو ای بی پدر از آن پدر بی پدری دین گریزی ز نگاه پدرت پیدا بود گرتو هم از پدر و مادر خود با خبری از ابر قدرت غربی به کسی خیری نیست گرچه شخص تو ا آن مل...

    ادامه مطلب
  • نیشم نزنی نیشم نزنی تو را دعا خواهم کرد نیشم بزنی خدا خدا خواهم کرد آلوده کنی تن مرا با نیشت سر از ت

  • نیلوبلاگ

    نیشم نزنی تو را دعا خواهم کرد نیشم بزنی خدا خدا خواهم کرد آلوده کنی تن مرا با نیشت سر از تن لاغرت جدا خواهم کرد آلودگی از وجود تو می بارد من مهرxa0 تو را ز دل رها خواهم کرد گر آمده ای مرا عذابم بدهی من جشن تو را چنان عزا خواهم کرد تا از من و اهل بیت من دل نکنی من زندگی تو را فنا خواهم کرد بیهوده مرا ...

    ادامه مطلب
  • رشد کودکان

  • نیلوبلاگ

    ده ساله ای که در دل عالم قیام کرد افکار خویش را به جهانی پیام کرد مانند عالمان نظرش را بیان نمود در رشد کودکان همه چیز را تمام کرد از میوه ی درخت پیاژه بخور ببین باید به آن نمونه دوران سلام کرد افکار ناب او شده سرمشق روزگار خواب شبانه را به وجودش حرام کرد آمد بروی صحنه بگوید که من منم وقتی پیاژه نف...

    ادامه مطلب
  • نوردیده

  • نیلوبلاگ

    بنام حضرت دوست وقتی روز شهادت امام رضا (ع) توفیق شرف یابی جهت زیارت حضرت xa0نصیبم نشد خدمت خواهر برزگوارشان حضرت معصومه رسیدم و با xa0زبانی الکن عرض اردات کردم باشد که بانو این هدیه ناقابل را بپذیرد نوردیده من آمدم به دیدنتان نور دیده ام چون مرغ پرشکسته به کویت رسیده ام عفو کن مرا اگر که کمی دیر آمدم با اینکه من تمام زمان را دویده ام باور نمی کنی که شدم خاک پایتان در سایه سار حضرتتان آرمیده ام آرامش تمام وجودم تو بوده ای من زیر بیرق پدرت قد کشیده ام پس با دلم غریبه مشو خواهر رضا(ع) من از شمیم پا...

    ادامه مطلب
  • جواب تکراری

  • نیلوبلاگ

    به حال و روز خرابم نبوده غمخواری برای من که نمانده درین جهان یاری دلم شکسته ولی قامتم چنان سروست چرا عقیده به رفتار مبتذل داری بیا عزیز دلم توبه کن درین دنیا اگر چه از من وامانده سخت بیزاری زمانه می گذرد پیر می شوی بخدا تو مانده ای همین راه و رسم تکراری لذا برای خودت راه چاره پیدا کن بیا عزیز و دلم بگذر از بدل کاری اگر چه پیر و خرابات از تو نالانست ز خواب خوش بدرا شد زمان بیداری xa0...

    ادامه مطلب
  • روبروی حرم

  • نیلوبلاگ

    روبروی حرمت در تب و تابم آقا مثل مرغی که سر سیخ کبابم آقا نظری کن به گدای سر کویت ای جان من دل خسته سزاوار جوابم آقا پای یک نیمه نگاهت بخدا می میرم من بدون کرمت اهل عذابم آقا آمدم از کرمت بهره بگیرم هر دم بخدا لایق یک خوشه صوابم آقا سرورا خادم سالار شهیدانم من گرچه درمحضرتان در خور وخوابم آقا آمدم قول بگیرم که شفیع ام باشی بنگری بر من بر حال و خرابم آقا گر چه لطف و کرمت شامل حالم نشود کو مرا طاقت زنجیر و طنابم آقا آمدم جرعه بنوشم ز در میکده ات چون که دیوانه ی یک جرعه شرابم آقا سر و جانم بفدای پد...

    ادامه مطلب
  • گرگ آدمخوار

  • نیلوبلاگ

    من از عشقم مثال گرگ آدمخوارxa0 می ترسم من از او مثل آوار در دیوار می ترسم شده سوهان جسم و جان من افکار خام او من از گیسوی او مثل طناب دار می ترسم من از چشمان خون آلوده اش هر دم گریزانم من از موج صدای روبه مکار می ترسم زدم خود را به بد مستی ز ترس نیش دلدارم خدایا من ز نادان سر بازار می ترسم نمی دانم چرا اینگونه شد تقدیر من ای جان که من از عشق جادویی او بسیار می ترسم چرا با این همه دانش به دام او گرفتارم من از آدم نمای ریز بی مقدار می ترسم نمی ترسم من از قلدر معاب نامی دوران ولی از خرقه پوش زاه...

    ادامه مطلب
  • قلدر ترین کوچه ها

  • نیلوبلاگ

    سرم سامان ندارد بی سر و سامان شدم جانا به موهایت ازین حال و هوا نالان شدم جانا تو از بس آیه خواندی زیر گوشم ای عزیز دل که من کور و کر و بی دین و بی ایمان شدم جانا شدم غافل ز جان خویشتن وقت توانایی زمانی که حریف رستم و دستان شدم جانا شدم قلدرترین کوچه های فخر و خود بینی چرا چون من شبیه ماکت انسان شدم جانا به جنگ نفس اماره نرفته کرکری خواندم به امیدی که من سرکرده ی یاران شدم جانا ندیدم پیش پایم چاله های بی شماری را همان دم در میان خاک و خون پنهان شدم جانا ازین پس خنده هایت را نثارم می کنی هر دم چر...

    ادامه مطلب